عزّت وشوكت واقتدار مسلمانان در معرض خطر عضیمی قرار دارد وجان و مال وثروت وامكانات ومنابع مسلمانان به تاراج مى رود. ممالك اسلامى در آتش تناز عات فرقه اى می سوزد واین انومی قوّت وتوان مسلمانان رافرسايش داده وسرزمين هاى اسلامى كه روزگارى گل هاى محبّت واتحّاد در آنها به بار مى نشست تبديل به شوره زارانى گشته كه جزخس وخار و بدبينى در آنها ديده نمى شد. ابرهاى تيره تفرقه گرماى اتحاد وهمبستگى را از گستره سرزمين هاى اسلامى سترده  و سرما ويخبندانِ تشتت وتنازع جايگزين  هبستگی وتعاون شده است.توفان تنازعات تمامى مظاهر آبادانى رشد صلاح وشكوفايى رادر سراسر ممالك اسلامى در هم كوبيده واين وضعيت دروازه هاى نفوذ ناپذير ممالك اسلامى رابه روى بيگانگانِ هار و آزمند گشوده است.استعمار وهجوم گسترده آن به كشورهاى اسلامى در طول تاریخ جهش هاى جديدى را باعث شد. چهره هاى بيدار ومتفكر اسلامى به پى ريزى دژ استوارى بر آمدند كه بتواند در برابر جهان خوارگى و آزِ استعمار گران تاب بياورد.آن دژ اتحّاد وتشكّل امّت قرآن بود.در سده اخير نخستين چهره اى كه ضرورت همبستگى ميان مسلمانان را احساس وفرياد اتحّاد را در برابر استعمار گران بلند كرد، سيّد جمال الدين اسد آبادى بود که فریاد برآورد مسلمانان بايد تابع حكومت هايى باشند كه قرآن بر آنها حاكم باشد:"من نمى گويم كه: به همه كشورهاى اسلامى يك نفر حكومت كند زيرا اين كار بسيار مشكل است ولى اميّد وارم كه حاكم وسلطان همه ملتهّاى مسلمان تنها قرآن باشد وعامل وحدت ويگانگى آنها دين آنها. با اين وحدت هر پادشاهى مى تواند در كشورش براى حفظ حقوق ديگر كشورهاى اسلامى كوشش كند; زيرا حيات او به حيات آن ديگرى و بقايش به بقاى ملّت ديگر مسلمان بسته است"

سيّد دورى از اسلام راستين وقرآن كريم را از علل اساسى تفرقه مسلمانان مى دانست وبر اين باور بود كه مسلمانان سده هاى نخستين به سبب اعتقاد وعمل به اسلام اصيل كه احكام آن دقيق واصول نيرومند وقواعد آن محكم ودستوراتش همه رموز زندگى فردى واجتماعى راشامل بود با هم وحدت داشتند وكشورهاى اسلامى در راه نيرومندى وعظمت گام بر مى داشتند. فاصله از اسلام و تعاليم حياتبخش آن باعث تفرقه آنان شد. از اين روى اگر مسلمنان خواهان مجدو عظمت گذشته اند بايد به اسلام راستين بازگردند وقران  راكتاب زندگى بدانند.اگر ارتباط وپيوند مسلمانان وكشورهاى اسلامى قطع شده ودر نتيجه از همكارى وتعاون يكديگر در مصائب ومشكلات بى بهره مانده اند به سبب دورى آنان از اسلام است. بالاتر اگر مسلمانان در يك كشور بلكه يك شهر باهم رابطه نزديكى ندارند به سبب فاصله از اسلام است.دعوت مسلمانان به انجام تكاليف دينى و ارتباط عالمان ومتفكران اسلامى تنها راه نجات از بحرانی است که جهان اسلام در معرض خطر قرار داده وموجب قتل و غارت و اسارت ،میلیون ها مسلمان بی گناهی است که دراتش قهر و قدرت طلبی و کج فهمی فرقه ا ی می سوزد.متفکر بزرگ پاکستانی علامه اقبال لاهوری که از بزرگترین شعرای پارسی سرای شبه قاره میباشد در شعری بسیار زیبا به نحوه برخورد و تعامل ملل مشرق زمین با غرب پرداخته اند. وچه زیباسروده

این غم غربت را .

آنچه از خاک تو رُست ای مرد حرّ- آن فروش و آن بپوش و آن بخور

آن جهان‌بینان که خود را دیده‌اند -خود گلیم خویش را بافیده‌اند

ای امین دولت تهذیب و دین- آن ید بیضا برآر از آستین

خیز و از کار اُمم بگشا -گره نقشه اَفرنگ را از سر بنه

نقشی از جمعیت خاور فکن -واستان خود را ز دست اهرمن

ای اسیر رنگ، پاک از رنگ شو- مؤمن خود، کافر افرنگ شو

رشتهٔ سود و زیان در دست توست-آبروی خاوران در دست توست

اهل حق را زندگی از قوّت است- قوّت هر ملّت از جمعیت است

دانی از افرنگ و از کار فرنگ- تا کجا در بند زُنّار فرنگ؟

زخم از او، نشتر از او، سوزن از- او ما و جوی خون و امید رفو؟

گر تو می‌دانی حسابش را درست- از حریرش نرمتر، کرباس توست

بوریای خود به قالینش مده -بیدق خود را به فرزینش مده

هوشمندی از خُم او مِی نخورد -هر که خورد، اندر همین میخانه مُرد