جلیل شهناز

 

هر گز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق --- ثبت است برجریده عالم دوام ما

««ساز شهناز در بیان آوازها و گوشه ها و تحریرها واقعاً به سرحد اعجاز مى رسید. بى تردید نغمه هائى که با سر پنجه سحار او نواخته مى شد ریشه در اندیشه هاى تابناک عرفانى و تاریخ و جامعه و ادبیات غنى ایران داشته، به همین جهت ساز او به راحتى مى تواند با شنوندگان رابطه برقرار کند.»»

جلیل شهناز، در سال ۱۳۰۰ در اصفهان به دنیا آمد. تقریباً همه اعضای خانواده وی با موسیقی آشنایی داشتند و در رشته‌های مختلف هنر از جمله تار، سه‌تار، سنتور و کمانچه به مقام استادی رسیدند. پدرش «شعبان خان» علاقه وافری به موسیقی اصیل ایرانی داشت و علاوه بر تار که ساز اختصاصی او بود، سه‌تار و سنتور هم می‌نواخت. عموی او غلامرضا سارنج هم از نوازندگان کمانچه بود.جلیل شهناز، از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شد و نواختن تار را در نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود حسین شهناز که به خوبی ساز می‌نواخت، آغاز کرد. پشتکار زیاد و استعداد شگرف جلیل به حدی بود که در سنین جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شد.در کتاب «موسیقی‌دانان ایرانی» نوشته پژمان اکبرزاده آمده است: «شهناز نوازندگی در رادیو اصفهان را از سال ١٣٢٨ آغاز کرد و در سال ١٣٣٦ به دعوت سازمان رادیو به تهران آمد و در برنامه های گوناگونی مانند برنامه گلها، ارکستر حسین یاحقی و ... به عنوان تکنواز و همنواز به فعالیت پرداخت

ادامه نوشته

از سیروس قایقران تا علی دایی

این حرف‌های سرمربی تیم کره در اوج ناپختگی بر زبان جاری شد و باعث ناراحتی و دلگیری ایرانیان در سراسر جهان شد.ایرانی‌ها نیز واکنش سختی در فضای مجازی نسبت به این مربی اخمو و پُرحرف نشان دادند.در سوابق چو کانگ هی کرد و مشخص شد سرمربی کنونی تیم کره در سال‌های 1988 تا 1992 در تیم ملی فوتبال کره به عنوان بازیکن حضور داشته است و در این سال‌ها یکبار در بازی‌های آسیایی پکن مقابل ایران در نیمه نهایی به عنوان بازیکن شکست خورده است.در بازی های آسیایی سال 90 پکن این مربی یکی از مدافعان کلیدی کره جنوبی محسوب می شد که در مرحله نیمه نهایی آنها به مصاف ایران رفتند که در همان بازی حساس و به یادماندنی و با گل مرحوم سیروس قایقران ایران پیروز شد و به فینال رسید و «چو کانگ هی» و دوستانش از رسیدن به دیدار پایانی محروم شدند.آقای چوی در سال 2003 نیز به عنوان مربی کره جنوبی در بوسان کره برابر ایران در خانه شکست خورد. در آن زمان چو کانگ هی به عنوان کمک مربی در تیم ملی کره جنوبی فعالیت می کرد، اما همان شکست انتقادهای شدیدی را علیه این مربی و سایر اعضای کادر فنی ایجاد کرد.البته تیم ملی فوتبال ایران سال 1996 با نتیجه 6 بر 2 کره جنوبی را شکست داد و از همان زمان خیلی از بزرگان فوتبال کره و مردم این کشور دوست دارند که آن نتیجه را به نوعی در یک دیدار رسمی جبران کنند، اما درباره بی احترامی «چو کانگ هی» به نظر می رسد جنبه شخصی پررنگ تر است.نمی‌توان درباره علت کج خلقی سرمربی کره علیه مردم ایران به صراحت قضاوت کرد، اما با توجه به این باخت‌ها شاید طبیعی باشد که سرمربی کره‌ای از ایران خوشش نیاید و هر وقت نام ایران و تیم ملی ایران را بشنود هراسان شود زیرا او را یاد باخت‌های تلخ و تاریخی می‌اندازد....خبرگزاری فارس

پوپر و پیامبران کادب

زندگی تنگدستانه در دمکراسی، به زندگی متمولانه در يک حکومت جبار برتری دارد، چرا که آزادی از عبوديت برتر است.  ( دمکریت)

پوپر در کتاب جامعه باز، افلاطون را هر چند بزرگترین شاگرد سقراط معرفی می کند اما او را بزرگترین خائن به سقراط هم می نامد. این پرسش مطرح می شود که چرا افلاطون در کتاب جامعه باز پوپر به عنوان یک خائن به سقراط معرفی می شود ؟ پاسخ چنین است که در اندیشه کارل پوپر سقراط یکی از بزرگترین مدافعان جامعه باز و حامیان دموکراسی است و چون افلاطون که شاگرد سقراط است به دشمنی با جامعه باز بر می خیزد و کتابهای «جمهور» و «قوانین» را برای این منظور می نگارد یک خائن به سقراط است. در اینجا کارل پوپر اگر بداند و این چنین از سقراط  جانبداری کند پس دروغ می گوید و اگر نداند و این جانبداری ها را از سقراط ابراز می دارد دچار تعصب شده است. در هر دو حال در اندیشه و کتاب پوپر سقراط است که پاک و مقدس در قامت منجی بشریت با بالهایی زرین به جانب «المپ» خدایان پر می گشاید

 پوپر در خصوص دمکراسی می افزاید :

 ما آزادی سياسی را برای اين برنمی­گزينيم که اين يا آن چيز را به ما وعده می دهد، ما آن را برمی­گزينيم زيرا که تنها صورت انسانی همزيستی ميان افراد بشر را ممکن می­سازد؛ تنها صورتی که در آن ما می­توانيم مسئوليت کامل خود را عهده دار شويم. اما اينکه آيا ما قادر خواهيم شد امکاناتی را که آزادی در اختيارمان می­گذارد متحقق سازيم، به عوامل بسياری و پيش از همه به خود ما بستگی دارد. پوپر يادآور می­شود که ما به اين دليل دمکرات نيستيم که هميشه حق را به اکثريت می­دهيم. قرار نيست اگر اکثريت تصميم به نفع استبداد بگيرد، يک دمکرات دست از اعتقادات خود بردارد. پوپر نقش نهادهايی را که ريشه در سنت­های دمکراتيک جامعه دارند بسيار با اهميت تلقی می­کند و يک آرمانشهر (اتوپی) ليبرال، يعنی دولتی را که بصورتی خردگرايانه بر شالوده ­ای بدون­ سنت استوار باشد ممتنع يا ناممکن می­داند. برای او ليبراليسم اعتقادی است متکی بر تغييرات اصلاح­طلبانه و تدريجی و نه يک طرح انقلابی. وی خاطر نشان می­سازد که آن دسته از سنت­های دمکراتيک جزو مهم­ترين هستند که چارچوب­های اخلاقی (منطبق بر چارچوب­های نهادی قانونی) جامعه را تشکيل می­دهند و تجسم معنای سنتی عدالت و آداب و رسوم و احساس اخلاقی هستند. اين چارچوب اخلاقی، شالوده­ای است که بر مبنای آن هر جا که لازم باشد يک توافق عادلانه و منصفانه ميان علايق و منافع متعارض ممکن می­گردد. طبيعی است که چنين چارچوبی تغييرپذير است، اما تغييرات آن نسبتا" آرام و تدريجی صورت می­گيرد. هيچ چيز خطرناک­تر از ويران کردن اين چارچوب و اين سنت نيست. يک چنين اقدام ويرانگرانه­ای (همانگونه که رژيم ناسيونال­سوسياليسم در آلمان نشان داد)، قهرا" به زيرپاگذاشتن و از بين­ بردن همه­ ی ارزش­های انسانی می­انجامد.

ادامه نوشته