طرح تئوری بن بست از سوی شیفتگان ارتباط با آمریکا و همنوایی سیاست گذاران آمریکایی : با طرح شعار آزادی ومشارکت مدنی تمامی گروه ها آغاز شد ، «جبهه نفاق » در پی ایجاد فضای باز وارد عرصه های سیاسی شد و آنگاه به طرح و ایجادفضای انحرافی برای افکار عمومی پرداخت . گام دیگر ایجاد انحراف در دو قشر (نخبگان و مردم) بود که به صورت ایجاد انحراف سیاسی و فکری در نخبگان وانحراف فرهنگ ورفتاری درعموم مردم بروزیافت . اینک به  چندگام توجه فرمایید .

1- ایجاد اختلاف

طرفداران رابطه از تمام امکانات تبلیغی خود برای درج دیدگاههای انحرافی سود می برند ، با نامها و عناوین مختلف به خلق دیدگاههای جدید و متنوع می پردازند و سعی دارند بین گروه های مختلف به ایجاد تنش و در نهایت بهره برداری بپردازند . ازدیدگاه اینان استفاده از نقاط تعارض جناح های کشور و ایجاداختلاف ، موجب تشتت نیروهای فعال جامعه خواهد شد و آنگاه که نیروهای داخلی به جبهه گیری علیه هم روی آوردند ، به راحتی می توان قوای ضعیف شده را به کنترل در آورد ، آری شکست ابهت نظام اسلامی و قدرت آن ، تنها راهی است که می تواند سیاستمداران نظام را به قبول رابطه وادار سازد ; در اینجا نیز مطبوعات ،قلم ها و نوشته ها ابزار منحصر به فرد توطئه اختلاف هستند . امری که امروزه به عینه شاهد تکرار آن هستیم . امام(ره) در این باره هشدار داد وفرمود : «این اختلافاتی که شما می خواهیددرست کنید ، در سخنرانی هایتان درست می شود و در نوشته هایتان ایجاد می شود . این ها به صلاح اسلام و به صلاح کشور ، به صلاح ملت نیست ، شما می خواهید به کجا بکشانید این کشور را ؟ کوشش شمامتدینین در این است که این کشور کجا برود ؟ در آغوش آمریکابرود ؟ در آغوش شوروی برود ؟ شما نمی دانید که اگر ایجاد اختلاف فرض محال بتوانید ، بین گروههای اسلامی بکنید ، این به جز این که آمریکا بیابد و این کشور را به دست بگیرد یاشوروی این کاررا بکند ، نتیجه دیگری ندارد ؟ شما همه این ملت را به آمریکامی خواهید بفروشید ؟» . . . (1)

2 - تخطئه تحرکات ضد آمریکایی

پس از ایجاد شعارهای انحراف و فراموشی آمریکا و ایجاد اختلاف، نوبت به تخطئه تحرکات ضد آمریکایی می رسد . ایراد خدشه به هرنوع حرکت ضد آمریکایی از آخرین مراحل اقدامات شیفتگان ارتباط است که این گروه بارها به آن دامن زده اند و هم اینک نیز که فرصتی به دست آمده آنان اقدامات ضد آمریکایی ملت از جمله قضیه لانه جاسوسی را مخالف قوانین موجود و اشتباهی ناشی از شور انقلاب قلمداد می کنند . این طیف وابسته در آغازین روزهای انقلاب نیزچنین عکس العملی از خود بروز می دادند که نمونه اش را در تصرف لانه جاسوسی می توان باز خواند . امام رحمه الله در برابر خدشه وارد کردن و تخطئه تصرف لانه جاسوسی به این طیف اشاره کرد و فرمود : «آن روزی که این جوان های بیدار عزیزما این لانه جاسوسی را گرفتند ، این شیاطین به دست و پا افتادند ; یکی گفت که اینها خط شیطان هستند ودنبال این کردند که ما الان اسیر آمریکا هستیم ، نه اینکه نفهمیدند که نه ؟ اسیر آمریکا نیستیم ، می خواستند که ما را ازاستقلال بیرون بیاورند و به دامن آمریکا بیندازند . و قضیه گرفتن این محل جاسوس خانه ناگوار بود برای آنها ، برای اینکه پرونده های اینها هم ظاهر می شد . . . این جوان های عزیز ما که می گفتند ما در خط اسلام هستیم ، می گفتند به آنها که شما در خط شیطان هستید .» (2)

3- وصول به امیال شهوانی و مادی (هدف نهایی)

این حقیقت قابل احساس است گروهی از نخبگان از قدرت تحلیلی وفکری برخوردارند ، بنابراین نمی توان گفت همه آنانی که فریادایجاد رابطه سر می دهند ، خود افرادی گرفتار در چنگ تئوری بن بست اند ; بلکه این عده تنها برای وصول به آرمان های فردی وقبیله ای حاضر به پذیرش چنین ارتباطی هستند . «سودجویی »مبنای فکری این اشخاص است و حاضرند برای وصول به آن ، حتی کشوررا به کام ذلت فرو برند .

امام خمینی (ره) به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی درسال 63 به همین مبنای فکری اشاره می کند و مردم را به ایستادگی و نابودی قید و بندهای وابستگی که این گروه ها برای وصول به اهدافشان به دور مردم و انقلاب تنیده بودند . فرا می خواند :«آنان که به خیال خود برای ایران دل می سوزانند و به ادعای واهی برای ملت ایران غمناکند ، ایرانی را می خواهند که متسشاران آمریکایی گردانندگانش باشند ، ایران وابسته و دلبسته به اجنبی را می خواهند . ایران زمان پهلوی را که غرق فساد اخلاقی و بربادده شرف انسانی بود ، را می خواهند . ایرانی را که سر پرستش مظلومان را غارت کند و جیب آنان را پر کند و سرمایه هایش را درخدمت طبقات مرفه و بالانشین باشد و مستمندان و کوچ نشینان در فقرو محرومیت بسوزند و هیچ کس به فکر آنان نباشد . و بالاخره ایرانی را می خواهند که به اصطلاح شخص اولش در مقابل رئیس جمهور آمریکاچون دریوزگان گردن کج کند تا مظلومان را پایمال کند .» (3)

4- همراه سازی افکار عمومی

جالب است بدانیم این گروه برای وصول به آرزوی خود ، سعی دارند مردم را به هر نحو با خود همراه سازند ، آنان را که برای رسیدن به امتیازهای مادی در «سایه وابستگی » تلاش می کنند ودر تبلیغات فریب کارانه اساسا وابستگی به غرب را عامل استقلال می دانند . این تناقض آشکار را امام رحمه الله اینگونه بر ملامی سازد :

«برادران عزیزم ، از یاوه گویی ها و تهمت ها و برچسب های دشمنان خدا و اسلام در میهن اسلامی نهراسید که هر چه حجم دروغ پردازی ها که از عقده های دل و رنج های شکست سیاسی و نظامی برمی خیزد ، افزون باشد ، دلیل عجز و یاءس آنهاست . . . ایرانی را می خواهند که به اصطلاح شخص اولش درمقابل رئیس جمهور آمریکاچون در یوزگان گردن کج کند تا مظلومان را پایمال کند . آن روزایران را مستقل و زنده می دانند و امروز که به برکت اسلام ،جوانان و کودکان و پیران و خردسالان از هر طبقه بیدار و متحول شدند و همه قید و بندهای استعماری و استثماری را بریدند و بامشت گره کرده ، آمریکا و اذناب او را از کشور راندند ، ایران را مرده و وابسته می دانند .» (4)

امام خمینی (ره) البته قبل از اینها در سال 58 به تفصیل درباره وجود افراد نفاق پیشه که تنها منافع خود را ترجیح می دهند تصریح می کنند . امام در این سخنرانی به گروههایی اشاره می کند که حاضرند پای بیرق آمریکا سینه بزنند و می فرماید :«حالا مسلمان ها غلبه کردند ، آمده اند زیر بیرق مسلمان ها لکن شیطنت شان را دست بر نمی دارند ، زیر زیر در ظاهر فریاد می کنند واسلام را ترویج می کنندو رژیم سابق طاغوت می گویند و رژیم فعلی راجمهوری اسلامی می گویند ; لکن در زیر پرده مخالفت می کنند با اسلام، مخالفت می کنند با جمهوری اسلامی ، اگر امروز کارتر پیش بیاید، اینها سینه زن کارترند حالا هم در زیر دارند سینه می زند . الان هم روابط با آمریکا ، هم مستقیم هست ، هم مع الواسطه هر کس پیش بیاید ، آن طوری است . منافقین اینطورند . پس این صفت منافقین است .» (5)

امام رحمه الله در همین سخنرانی به نقش نویسندگان نفاق پیشه با همین تحلیل سودجویی اشاره می کند و می گوید : «اگر همین امروز هم مساءله خدای نخواسته برگردد ، خواهید دید که همین قلم به دست هایی که بعضی شان البته بعضی شان هم متعهدند . همین بعضی ازروشنفکرها ، همین بعضی از قلم به دست ها ، همین بعضی چیز نویس هاخواهید دید که همان مسائل سابق و باز دعاگوی و ثناگوی برای همان رژیم هستند . امروز چون اینجا بیشتر به آن توجه دارند ، آنها برای یک کسب اعتبار به اینجا متوجه شده اند ولی قلوبشان اینجا نیست فرد اگر چنانچه یک ورقی دیگر پیش بیاید ، آنها پای آن بیرق سینه زنند . اینها سینه می زنند ، بیرق اسلام بلند بشود، پایش سینه می زنند لکن به اسلام کاری ندارند ، بیرق کفر هم بلند بشود ، پایش سینه می زنند ، برای استفاده امروز اگر چنانچه آمریکا غلبه پیدا کند ، آنها سینه برای آمریکا می زنند ، الان ،الان که من اینجا ایستاده ام ، اشخاصی هستند که روابط با آمریکادارند ، روابط با کسانی که با آمریکا روابط دارند ، دارند ،اینها سینه زنند پای هر علمی سینه می زنند . به نظرشان فرقی نیست مابین علم اسلامی و یا علم کفر . آن کسبش را می خواهد بکند. او می خواهند رایج او می خواهد اسم بلند کند . او می خواهد مردم او را به روشنفکری بشناسند او می خواهد مردم او را به عرض می کنم که آن چیزهایی که پیش ملت رایج است ، بشناسند .» (6)          پی نوشت

1- صحیفه نور ، ج 15 ، ص 31 (1 ، 4 ، 60) 2- صحیفه نور ، ج 15 ، ص 68 (13 ، 4 ، 60) 3- صحیفه نور ، ج 19 ، ص 13 . (22 ، 11 ، 63)

4- صحیفه نور ، ج 19 ، ص 104 (22 ، 11 ، 63) 5- صحیفه نور ، ج 10 ، ص 285 (24 ، 9 ، 58) 6- همان .

---------------------------------------------------

منبع :      1-روان بنیان امید ساعد            2-برگرفته از سایت اطلاع رسانی حوزه