پوپر و تلویزیون:

پوپر مي‌گويد: تلويزيون قدرت انتخاب برنامه هاي صحيح را از مردم سلب مي‌كند چونكه انتخاب برنامه هاي فعلي تلويزيون همان انتخاب برنامه هاي اعلان شده از سوي مدير و كار كنان تلويزيون كه از پيش اعلان شده و پيشنهاد گرديده مي‌باشد و مردم از ميان موضوعات محدود برنامه هاي خود را انتخاب مي‌كنند.پوپر، در واقع تلويزيون را محدود كننده قدرت انتخاب مردم  مي‌داند و با توجه به اين برنامه دموكراسي را دچار مشكل  مي‌كنند چون يكي از اصول دموكراسي بر اصل آزادي انتخاب مردم تأكيد  مي‌كند و از طرف ديگر وي معتقد است كه دموكراسي تلاشي براي بالابردن سطح آموزش اهميت فراوان قائل است و نظرات مدير تلويزيون ربطي به روح دموكراسي ندارد. دموكراسي همواره ارائه بهترين امكانات و بهترين شانس را به همه توصيه  مي‌كند.

شرايبرت تلويزيون را ضربه مرگ بر باقيمانده روشن بيني اجتماعي تلقي كرده، يعني وي تلويزيون را وسيله ديكتاتوري و استبداد  مي‌داند كه توسط شاهان و سلاطين بر جوامع تحميل  مي‌گشت و اين ترويج استبداد را در قالب نظريات مديران تلويزيون و انسانهاي صاحب قدرت و ثروت و منزلت را مروج فكر خاص  مي‌داند نه مقبوليت عام و نظرايات همه مردم.

هابرماس وتلویزیون :

طراح نظریۀ کنش ارتباطی ، به نظامی اجتماعی می‌اندیشد که در آن کنش ارتباطی دو طرفه میان انسان‌ها یکی از معیارهای مهم در مناسبات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به‌شمار می‌آید. هابرماس در هیچ یک از آثار خود به صورت مستقیم از تلویزیون سخن نگفته است، بااین‌حال محور مباحث وی بیشتر حول صنایع فرهنگی می‌چرخد.در واقع تفکر هابرماس براساس کنش ارتباطی شکل گرفته است. وی معتقد است که ارتباط ‌باید متعامل، مفاهمه‌ای و در فضایی عادلانه شکل گیرد ولی ازآنجاکه تلویزیون یکی از دستاوردهای نظام سرمایه‌داری است، به اعتقاد هابرماس عامل مهمی در استثمار توده‌ها تلقی می‌شود؛ زیرا مخاطب با رسانه، به‌ویژه تلویزیون، رابطه‌ای یک‌سویه دارد و مخاطب است که فقط هدف حملۀ پیام‌های تلویزیون قرار می‌گیرد بدون اینکه در ایجاد و تولید این پیام‌ها کوچکترین سهمی داشته باشد. به نظر می‌رسد که ارتباط انسان با تلویزیون از این منظر و در قالب کنش ارتباطی هابرماس نمی‌تواند کارآمد و مؤثر باشد. نکتۀ دیگری که هابرماس از آن یاد ‌کرده این است که تلویزیون وسیله‌ای است که راه تحکیم نظام سرمایه‌داری را هموارتر می‌کند و توده‌ها را به مصرف‌گرایی سوق می‌دهد. در این فرآیند تلویزیون به جای تبیین مسائل پراهمیت برای اعضای جامعه، نوعی پوپولیسم رسانه‌ای را با تولید برنامه‌های تبلیغاتی خود ترویج می‌دهد.شایان ذکر است که‌ بنیان و محور اصلی بیشتر آثار و افکار هابرماس به تصویر کشیدن جامعۀ جهانی بهتری است؛ جامعه‌ای که در آن تفاهمی جهان‌شمول، صلح و برابری، همبستگی و سعادت برای همۀ افراد بشر فراهم است. از نظر وی جامعۀ برتر، یعنی جامعه‌ای که به تصویر می‌کشد، جامعۀ عقلانی‌تر است. به عبارتی جامعه‌ای که بر پایۀ عقل و خرد و دلایل جمعی استوار است نه جامعه‌ای که بر پایۀ قدرت، زور، ستم، استبداد و فردگرایی استوار باشد.