زندگی اجتماعی انسان تحت حاکمیت قواعد یا هنجارهاى اجتماعی است.يعني قواعدی که بعضی انواع رفتار را در زمینه های معینی به عنوان رفتارهای­مناسب و رفتارهای دیگری را به عنوان رفتارهای نامناسب تعریف می کنند.هنجارهایی که ما در رفتارهایمان از آنها پیروی می کنیم به زندگی اجتماعی خصلتی منظم و قابل پیش بینی می بخشند.

اما این داستان روی دیگری نیز دارد .همیشه همه کس با انتظارات اجتماعی همنوایی نمی کنند.این حوزه تحلیل جامعه شناسی پیچیده است چرا که به همان اندازه ارزشها و هنجارهای اجتماعی، انواع فراوان تخلف از قانون نیز وجود دارد .از طرفي هنجارها در میان فرهنگهای مختلف ،و حتی بین خرده فرهنگهای گوناگون درون یک جامعه فرق می کنند،آنچه که در یک محیط فرهنگی طبیعی است در محیط فرهنگی دیگری انحراف است.

حال اين سئوال مهم مطرح مي شود كه جه کسانی شرور می شوند، چرا و چگونه ؟

شرارت نوعی ابراز عصيان و سرکشی در مقابل عرف جامعه است که در حقيقت ريشه در نوعی اعتراض داردكه همواره خشونت سرپيچی و نزاع را به همراه خواهد داشت که با عرف جامعه در تضاد است.

«بنجامين بلوم » يک محقق آمريکايی در سال 1968 مقاله ای در خصوص اين ادعا مطرح کرد که بعدها بسياری از انديشمندان به آن رای مثبت دادند، طبق نظر وی 75 درصد خصوصيات شخصيتی يک نفر از بدو تولد تا 6 سالگی وی شکل می گيرد که عوامل دوران جنينی را نيز نبايد فراموش کرد، 20 درصد شخصيت ديگر انسان از 6 سالگی تا 18 سالگی و 5 درصد بقيه از 18 سالگی تا آخر عمر شکل می گيرد، پس طبق اين نظريه ما متوجه می شويم بخش اعظم خصوصيات پنداری، گفتاری و رفتاری انسان در خانواده از بدو تولد تا 6 سالگی است و اين که می گويند (بهشت زير پای مادران است ) به خاطر تاکيد بر نقش انسان سازی مادران است.

 به طور كلي چند عامل به عنوان عوامل اصلي ايجاد پديده شرارت محسوب ميشوند :

1.        خانواده

2.       محله

3.      مدرسه ( دبستان )

4.       جامعه

1- اين حقيقت تاييد شده است، بين کودکانی که در يک جو آرام، پرمحبت و بدون مشاجره بزرگ شده اند و کودکانی که در محيط های ناسالم و پرمشاجره بزرگ می شوند تفاوت بسياری است، کودکان  محيط های آرام در بزرگسالی تبديل به افرادی متين و سالم می شوند ولی کودکان محيط های آلوده، به خاطر اين که از جو عاطفی سالم تغذيه نمی شوند، زمينه های شرارت در آنها شکل گرفته و نسبت به برخی از چيزها بدبين می شوند و نگرش هايشان جنبه خصمانه می گيرد که تحت تاثير عوامل محيطی از قبيل رفتار همسالان به آنها کمک می کند تا ابراز خشونت برايشان آسان شود. مثلا ديدن فيلمهای خشونت بار در فرزندانی که در خانواده های سالم بزرگ شده اند بسيار کم تاثير تر از خانواده های پرخشونت است.

2-  يک محله سالم و پاك از هر گونه دعوا و نزاع نيز می تواند در شکل گيری تربيت يک کودک يا نوجوان موثر باشد، همچنين خشونت معلم و ناظم در دوران دبستان نيز ريشه های کينه جويی را در دل دانش آموز می کارد بنابراين وقتی يک خانواده می تواند جوان خوبی را تحويل جامعه دهد که تمام موارد ياد شده در مورد او رعايت شده باشند.

3- اگر بيشتر توجه آموزش های رسمی ( آموزش های مصوب در مدارس) و آموزش های غير رسمی ( مجله، رسانه ها و ... ) سوق دادن کودک به سوی خشونت باشد و اين حس را تقويت کند مسلما به تدريج نوجوانانی شرور در جامعه متولد خواهند شد که پس از مدتی تحت تاثير عوامل ديگر مثل دوستان ناباب سر از بزهکاری های کوچک از قبيل دزدی و قتل و غارت در می آورند .

4- در حالي كه انتظار مي رفت در دهكده جهاني كه با توجه به ارتباطات نزديك ميان فرهنگها، حس احترام متقابل و مسئوليت پذيري در قبال ديگران افزايش يابد، اما آن چيزي كه عملاً حاصل شده، گسترش روز افزون شرارت و خشونت در ميان انسانها بوده است.  شري كه به ويراني تمام صفات انساني و دستاوردهاي ارزشمند مدرنيته منجر مي شود. به طور كلي زماني شرارت بر محور منافع شخصي (Ego-Evil)مي گردد و زماني ريشه در اهداف ايدئولوژيك (Superego-Evil) دارد و زماني با شرارت غريزي و كوركورانه اي (Id-Evil) روبروييم كه هدفي جر لذت جويي ندارد.

 

منبع: 

- محمدحسن پروند  --روزنامه جام جم -صحفه آسيب شناسی - چهارشنبه 24مرداد 1386

-  محمد رضا ارشاد -  روزنامه همشهري -26/05/1382